- بیچاره کفشدوزک ها
چه خوشحال لابلای شبدرها ، روزمره گی را در تاریخ تکامل شان ثبت می کردند ...
- این من بودم که
تکرار قیلوله ی زورکی ی تابستانی ام را تحمل نکردم و رفتم ...
تا هم لباسهایم را گلی کنم هم آنها را بی خانمان !!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر