۱۹ اسفند ۱۳۸۷

همسرم




برای « کوپیدو» ی عزیزم،

که شمع شعرم

هرگز حجمی نشد از بیان زیبا ییش

در شب !

برای عطر بهار نارنجم،

که سرد و گرم فصل های سرگردان

هرگز رد پای بهاری اش را در میان کوچه ها کم نکرد !


برای تنها بهانه ام ،

که چشمانش زیبا شد از صداقت ،

و عشق همیشگی در کف دستانش ،


سالهاست باورم را ایستادی

با طراوت صبحی بهار ی

تا عمری بنشینم

بی واهمه از تکرار زمستان ی

.

.

.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر